أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
24
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
ب : كنايه كه بىمقدمه و بىقرينه نميشود بدان آغاز سخن كرد و حكم كنايه در عموم و خصوص حكم مقدمهء آنست و كنايه و عطف و استثناء چون بدنبال چند جمله آيند بهمهء آنها برگردند جز كه قرينهاى در ميان باشد كه به برخى از آنها برگردند نه همهء آنها « 1 » هر حكمى كه در كلام خدا سبحانه يا رسول خدا ( ص ) و يا ائمه ( ع ) پس از او براى سببى صادر شده يا اينكه بطور عموم در جواب پرسش از مورد خاصى وارد شده به مقتضاى همان صورت عام آن معتبر است و منحصر بمورد آن سبب يا مورد آن سؤال نيست كه آن را از عموم آن منصرف كند و تخصيص دهد ، و ورودش روى سبب منافات ندارد با حمل آن بمعنى حقيقى آن كه اعم است ، نه از نظر عقل و نه از نظر عرف و نه زبان ، و همانا صرفش از ظاهر عموم بايد بدليلى باشد روشن كه مانع از اخذ به ظاهر است و ضد آنست . حقيقت و مجاز وصف ظاهر الفاظ و عباراتند نه معانى و مقاصد كلام . حقيقت هر آن لفظ كه در زبان براى موضوع له خود به كار رفته ، و مجاز آن لفظ كه بدان تعبير شده از جز معناى اصلى آن براى تشبيه و استعاره ( يا علاقههاى مجازى ديگر ) براى يك غرضى و براى اختصار در سخن ، و ظاهر كلام همان معناى حقيقى او است و معنى استعارهاى مانند تأويل و معنى باطنى معانى مجازى باشند و نياز به قرينه دارند چنانچه گفتيم . قضاوت در اينكه سخن در معنائى حقيقت است يا مجاز روا نباشد جز با دليل يقينى و ظن در آن كافى نيست و علم بدان دو راه دارد : 1 - اجماع اهل زبانى در استعمال لفظ در معنا بدون قرينه . 2 - دليلى كه نتيجهء يقين بدهد . و اما صرف اطلاق بعض اهل زبان يا برخى مسلمانان كه گفته و كردار آنان حجت نيست در اثبات معنى حقيقى كلام ، مورد اعتماد
--> ( 1 ) مقصود از كنايه ضمير و مانند آنست كه بايد مرجع پيش از خود داشته باشد و نميشود آن را بىبيان مرجع در آغاز سخن آورد .